← الفباkhāʾخخَاء · khāʾ شنیدن نامحرف پُر (مفخّم)صداصدایی خشدار از بالای گلو، مانند «خ» در «خانه».شکلهاخبهتنهاییخـدر آغازـخـدر میانـخدر پایانواژههای نمونهkhayrخیرخَيْرkhalqآفرینشخَلْقākhiraآخرتءَاخِرَةakhبرادرأَخمخرج حرفبالای گلو، نزدیکترین بخش به دهانحالفباد