← الفباghaynغغَيْن · ghayn شنیدن نامحرف پُر (مفخّم)صداصدایی غرغرهمانند از بالای گلو، مانند «غ» در «باغ».شکلهاغبهتنهاییغـدر آغازـغـدر میانـغدر پایانواژههای نمونهghafūrبسیار آمرزندهغَفُورghaybغیبغَيْبmaghfiraآمرزشمَغْفِرَةlughaزبانلُغَةمخرج حرفبالای گلو، نزدیکترین بخش به دهانعالفباف